احمد احمدى بيرجندى

81

مناقب علوى در شعر فارسى ( فارسى )

اديب پيشاورى ( 1260 - 1349 ه ) سيد احمد مشهور به اديب پيشاورى در سال 1260 ه در پيشاور ولادت يافت . تحصيلات مقدماتى را در پيشاور انجام داد و سپس به كابل و غزنين رفت ، آنگاه به مشهد آمد و به تكميل تحصيلات پرداخت و در سال 1300 هجرى به تهران هجرت كرد و تا پايان عمر در آن شهر زيست . اديب در سخن شيوهء استادان قديم داشت امّا بر اثر كثرت اطّلاع از فرهنگ اسلامى و لغت پارسى و تازى شعرش متكلّف و دور از لطافت عاطفى بود . ديوان اشعارش چاپ شده است « * » در تغزّل و مدح سيّد اوليا عليه السّلام تا نمود آن حلقه‌هاى زلف چون عنبر مرا * كرد اندر يال و گردن عنبرين چنبر مرا يك تنه آمد به را هم پيش و گفتم لشكرى * پيش آمد با هزاران دشنه و خنجر مرا خواستم پرهيز كردن از هوايش دوش من * كرد امشب باز يادش سينه پر آذر مرا گردش اختر نژند و پيرو زارم كرده بود * باز عشقش از جوانى داد زيب و فرّ مرا دور از نوشين لبانش باد در كامم حميم * گر ز چشمهء زندگى سازند آبشخور مرا در ربودم جان ز چنگ خوبرويان بارها * صعب كارى كاوفتاد از عاشقى ايدر مرا نه ازو بر مىتوانم داشت چشم آرزوى * نه اميد آنكه بنشيند كنار اندر مرا چون توانم كرد پنهان درد او در دل كه عشق * مشك در دامن فكند و عود در مجمر مرا زان نوازشها كه نوشين لعل او با بنده كرد * ناخوش آيد زين سپس اندر مزه شكّر مرا امشب از جام وصالش مستم و دارم شگفت * كاين نمىآمد ز بخت خويشتن باور مرا

--> ( * ) ديوان اديب پيشاورى ، با شرح و تعليقات به قلم على عبد الرسولى ، چاپ دوّم ، تهران 1362 .